گالیله همچنان یكی از چهره‌های تابناك جنبش نوزایی (رنسانس) به شمار می‌رود كه با ژرف‌بینی و جسارت كم‌نظیرش، راه آگاهی و شناخت علمی را از راه معتقدات و تعصبات پیشین جدا كرد، و در سراسر دنیای مدرن، به هوش و خرد انسانی مقامی پایدار و استوار داد. تلسكوپی كه او درست ۴۰۰ سال پیش اختراع كرد، رهگشای انسان برای شناخت واقعی كیهان بود. این واقعیت كه او در محكمۀ "ارباب شریعت" عقاید خود را انكار كرد، ذره‌ای از ارج و مقام او نكاسته است.

فرزند خلف رنسانس

آغاز قرن هفدهم جنبش رنسانس در اوج شكوفایی است. رشته‌های علمی با شتابی سرسام‌آور رشد می‌كنند و انسان را در كشف زوایای بیشمار و ناشناخته به پیش می‌برند. گسترش چاپ، رشد آگاهی شهروندی و روحیۀ همكاری علمی سراسر اروپا را فرا گرفته است. هر روز در گوشه‌ای دانشگاه و آموزشكده‌ای تازه باز می‌شود.

گالیله‌ئو گالیله‌ئی )متولد ۱۵۶۴ در پیزای ایتالیا) از پیروان اسلوب تازه...

در شناخت علمی بود، متكی بر مشاهده و تجربۀ عینی، و مستقل از آرای ذهنی پیشین. او در عین حال یك مسیحی معتقد بود. گالیله مانند دانشمند همروزگارش یوهانس كپلر، عقیده داشت كه خداوند به انسان خرد بخشیده تا او بتواند "كتاب طبیعت" را بخواند. خداوند جهان را طبق موازین عقلی خلق كرده و كلید شناخت آن را در مغز انسان قرار داده است.

گالیله گفته است: «چگونه می‌توان قبول كرد آفریدگاری كه ما را با عقل و شعور به دنیا آورده است، ما را از به كار بردن این مواهب منع كند؟»

سال ۱۶۰۹ برای ستاره‌شناسی علمی، مبتنی بر فیزیك و محاسبات ریاضی، سالی تعیین‌كننده بود. در این سال كپلر نخستین نظریۀ كهكشانی خود را منتشر كرد، و گالیله نخستین تلسكوپ عصر مدرن را در ونیز رو به آسمان گرفت. او این تلسكوپ را تنها با خبرگیری از ساختمان دستگاهی ساخت كه به تازگی یك دانشمند هلندی طراحی كرده بود. تلسكوپ گالیله را الگوی اصلی تلسكوپ‌های مجهز بعدی دانسته‌اند كه مجموعه‌ای از عدسی‌های مركب را با فاصلۀ كانونی كوتاه ارائه می‌دهند.

روش تازه در علوم

گالیله در كاوش‌های خود تنها به موازین عقلی معتقد بود. او به جای پیروی از احكام و آرای پیشین، به روش علمی (بر پایه‌ی مشاهده و تجربۀ مستقیم) گرایش داشت. روش او آن بود كه هر قضیه‌ای را نخست بر پایه‌ی مشاهدات روزمره به رشته‌ای از مسائل ساده تجزیه می‌كرد، سپس آنها را مطابق توضیحات ساده‌ی ریاضی و منطقی حل می‌كرد، و سرانجام به استنتاج كلی می‌رسید.

گالیله در دانشگاه پیزا استاد ستاره‌شناسی بود. او با مطالعات خود به نتیجه رسید كه آنچه نیكلاس كوپرنیك به صورت تئوریك مطرح كرده بود، دال بر حركت زمین به دور خورشید، حقیقت دارد. او به ویژه پس از انتقال به دانشگاه شهر پادوا، با شور و شوق بیشتری به دفاع از این دیدگاه پرداخت.

حمله وارثان جهل و نادانی

كلیسای كاتولیك به مركزیت زمین معتقد بود، و به پیروی از متن "سفر آفرینش" تورات (عهد قدیم) قرن‌ها آموزش داده بود كه خداوند نخست زمین را آفرید و سپس عرش و سماوات (خورشید و ستارگان) را پیرامون آن به حركت در آورد.

ارباب كلیسا از گالیله خواستند از عقاید تازه دست بردارد و تنها نظریات مورد قبول كلیسا را آموزش دهد، اما گالیله به هشدار‌های ارباب كلیسا وقعی نگذاشت، تا آنكه رسما "برای ادای توضیحات" به رم احضار شد. محكمۀ تفتیش عقاید (انكیزیسیون) كه به پرونده‌ی گالیله رسیدگی كرد او را كافر شناخت.

حكم دادگاه تفتیش عقاید

حكمی كه دادگاه به گالیله ابلاغ كرد، در متون گوناگون متفاوت است، و درونمایه‌ی آن بدین قرار است:

«عالیجنابان كاردینال‌های محكمۀ تفتیش عقاید در ۲۲ ژوئن ۱۶۳۳ آرای خود را به ترتیب زیر اعلام می‌كنند:

نخست آن كه نظرگاهی كه خورشید را ثابت و مركز جهان می‌داند، از دیدگاه فلسفی انحرافی و كفرآمیز است، زیرا نص صریح كتاب مقدس را نقض می‌كند. دیگر آن كه این نظرگاه كه زمین مركز جهان نیست، بلكه با حركتی دائمی به دور خورشید می‌چرخد، با ایمان دینی مغایرت دارد.

با تائیدات حضرت عیسی مسیح و مادر مقدس مریم عذرا، حكم نهایی خود را چنین اعلام می‌كنیم: گالیله، شما از سوی این مرجع مقدس مظنون به كفر هستید، زیرا به عقایدی متوسل شده‌اید كه با متون مقدس منافات دارد. شما به این اعتقاد باطل رسیده‌اید كه خورشید ثابت است و زمین از مشرق به سوی مغرب حركت می‌كند، یا این كه زمین در مركز كائنات قرار ندارد.

چگونه بندگان خداوند می‌توانند به نظری معتقد باشند كه با احكام مقدس آسمانی در تضاد است؟ هرجا نظریه‌ای با احكام الهی مغایر باشد، لاجرم باید در آن نظرات تردید كرد و شائبۀ كفر و فساد را از آنها زدود.... گالیله، شما از فیض الهی محروم شده و به اشد مجازات محكوم می‌شوید

هفت كاردینال ارشد بر حكم تكفیر گالیله مهر تائید زدند.

اعترافات گالیله

گالیله در برابر دادگاه متنی را قرائت كرد كه برای تبرئۀ خود از پیش آماده كرده بود. او در برابر دادگاه چنین گفت:

»من، گالیله‌ئو گالیله‌ئی، فرزند وینچنزو، اهل فلورانس، در سن هفتاد سالگی، در این دادگاه معدلت حاضر شده، در برابر شما قضات محكمۀ تفتیش زانو می‌زنم، بر كتاب مقدس كه اینك در برابر من است، دست می‌گذارم و سوگند یاد می‌كنم كه همواره به این كتاب، یكایك تعالیم و نصایح و مواعظ آن اعتقاد داشته و به لطف خداوند در آینده نیز اعتقاد خواهم داشت.

با هدایت عالیجنابان و طلب مغفرت از درگاه پروردگار آشكارا می‌گویم: این نظر كه خورشید ثابت است و زمین به دور آن می‌چرخد، نظری سخیف و باطل است كه هرگز نباید در جایی تدریس و اشاعه شود. من برائت ابدی خود را از این نظریه اعلام می‌كنم. حقیقت روشن این است كه زمین مسطح و ثابت است، این خورشید و ستارگان هستند كه پیوسته دور زمین می‌چرخند.

در برابر سروران گرامی و همه مسیحیان مایل هستم كمترین شائبۀ بی‌ایمانی را از خود دور كنم. با قلبی پاك و ایمانی استوار از چنین افكار كفرآمیز برائت می‌جویم. سوگند می‌خورم كه نه به صورت كتبی و نه به شكل شفاهی كلمه‌ای بر خلاف كلام مقدس خداوند ادا نخواهم كرد.

در برابر شما اعلام می‌كنم كه اینك به بطلان و نادرستی عقاید پیشین خود واقف شده‌ام و نور ایمان به قلبم تابیده است. اكنون هر حكم و جزایی كه برایم تعیین شود با میل و رغبت خواهم پذیرفت.

در پایان متذكر می‌شوم كه برای كسب اطمینان از صحت و دقت اعترافات خود، هر آنچه در اینجا گفتم را پیش از این با شعور و هشیاری كامل با خط خود روی كاغذ آورده‌ام، تا هیچ خللی در آن راه نیابد

دفاع از خرد آزاد انسانی

تنها چند ماه قبل از قرائت "ندامت‌نامه" (در ژانویه ۱۶۳۳) گالیله در نامه‌ای به دوست خود الا دیوداتی توضیح داده بود كه به نظر او متون دینی را نباید در الفاظ ظاهری درك كرد. گالیله در نامه‌ی یادشده می‌نویسد:

«اگر بپرسیم كه ماه و خورشید و ستارگان، حالات و حركات آنها از كجا آمده است، پاسخ می‌شنویم كه آنها را پروردگار آفریده است. اگر بپرسیم كتاب مقدس از كجا آمده؟ باز گفته می‌شود كه اثر روح‌القدس است، یعنی از جانب پروردگار آمده است. حالا می‌پرسیم پس چگونه است كه كتاب مقدس چیزهایی می‌گوید كه با جریان حقیقی امور در تضاد آشكار است و تنها فهم عوام را راضی می‌كند؟ در كتاب مقدس بندهایی هست كه برداشت لفظی و مستقیم از آنها چیزی جز كفر و گمراهی نیست، زیرا خداوند را آكنده از نفرت و بیداد نشان می دهد...»

«پرسش من این است: چرا باید برای فهم جهانی كه خلقت خداست، به گفتار خداوند بنگریم به جای آنكه به كردار او توجه كنیم؟ آیا كردار كمتر از گفتار اهمیت دارد؟ من سؤال می‌كنم: اگر امروز فردی معتقد به حركت زمین را كافر بدانیم، فردا كه یقین حاصل كردیم كه زمین واقعا حركت می‌كند، آیا كلیسا با مشكلی جدی روبرو نمی‌شود؟ به نظر من هرجا كلام خداوند با امور واقعی در تضاد قرار گیرد، باید به امور واقعی تكیه كنیم، زیرا كلام خداوند برای اقناع عوام است، و درست برای تأمین همین منظور به خداوند خصوصیاتی ناشایست نسبت می‌دهد

«از یاد نبریم كه كتاب مقدس تنها به پرسش‌های روحی بشر جواب می‌دهد. از این رو نباید به ظاهر این متن تكیه كرد

سرانجام گالیله

گالیله به حبس ابد محكوم شد، اما به خاطر كهولت سن به او اجازه دادند كه در خانه خود در حومۀ فلورانس محبوس بماند، تا در سال ۱۶۴۲ درگذشت. یعنی درست همان سالی كه ایزاك نیوتن فیزیكدان انگلیسی به دنیا آمد، و بر پایه نظریات گالیله فیزیك مدرن را متحول كرد.

نزدیك چهار قرن بعد پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۹۲ رسوایی محاكمه گالیله را "سوءتفاهمی دردناك" در تاریخ مسیحیت دانست كه از تقابل دانایی و ایمان زاده شده بود. در فوریه ۲۰۰۹ واتیكان مراسمی رسمی برای بزرگداشت گالیله برگزار كرد.

علی امینی نجفی - پژوهشگر مسائل فرهنگی